|
ديشب غزلي سرد عاشق شده بود * با دست و دلي كبود عاشق شده بود * افتاد و شكست و بي صدا پرپر شد * ادم كه نكشته بود عاشق شده بود*
|
About![]()
نگاه مهرباني نيست / دگر از عشق بازي ها نشاني نيست / كسي دستي نمي ارد كه دست دوست بفشارد / وگر آرد به سر انديشه اي دارد !
Home
|